السيد موسى الشبيري الزنجاني
5407
كتاب النكاح ( فارسى )
9 / 10 / 1382 سهشنبه درس شمارهء ( 594 ) كتاب النكاح / سال ششم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس اين جلسه : در جلسات قبل ، شش روايت خوانده شد ، درباره اينكه اگر زوجه مسلمان شود و زوج ذمى بود ، عقد باقى است و بقاى عقد هم موقت و محدود به ايام عده نيست . در اين جلسه ابتدا شش روايت كه مفاد آنها مخالف نظر شيخ است ، توضيح داده مىشود و سپس به نحوه جمع آنها با روايات معارض مىپردازيم . * * * الف ) بحثى درباره دو روايت مربوط به ميراث : دو روايت در باب ميراث وجود دارد . راوى يكى از آنها عمير قطبى است و سند آن معتبر نيست . مفاد اين روايت آن است كه هرگاه يكى از زوجين مسلمان شود ، مرد مالك بضع است . و در مورد ارث تعبير كرده : « لا ميراث بينهما » راوى حديث ديگر ، عبد الرحمن بصرى ( كه همان عبد الرحمن بن ابى عبد الله بصرى است ) مىباشد و موثقه است ، هر چند در سند آن حسن بن محمد بن سماعه عن جعفر بن سماعه وجود دارد ، ولى هر دو از ثقات واقفيهاند ، لذا روايت موثقه است . اين حديث هم فرموده كه بضع در اختيار مرد است ، ولى هيچ كدام از آن دو از هم ارث نمىبرند . البته قسمت اخير آن خلاف روايات است . در مورد بضع ممكن است كسى به اين دو روايت تمسك كند و بگويد كه آن دو دلالت بر بقاى عقد دارد . ولى اين نظر ، مخالف فتاواى علما و روايات قطعى و مسلم